stack

/خانه /فروشگاه   /ثبت نام   /فراموشی رمز      

شما هنوز وارد سیستم نشده اید

HyperLink

1396/06/28,17:58:34



HyperLink
HyperLink






آرشیو خبرهای شرکت

«بحث و بررسی درباره ادبیات داستانی آمریکای لاتین »


selected-news.aspx?id=-10073

 

 

 گزارشی از پنجمین جلسه نقد کتاب «سرای فردوسی«

 

ادبیاتی که جهان را تسخیر کرد

 

پنجمین جلسه نقد کتاب «سرای فردوسی» در آخرین پنج شنبه دیماه (24 دی) جاری به «بحث و بررسی درباره ادبیات داستانی آمریکای لاتین » اختصاص داشت که استاد عبدا... کوثری مترجم آثار متعدد از ادبیات آمریکای لاتین به تفصیل از آن سخن گفت. عبدا... کوثری، مترجم، ویراستار و شاعر، بیش از 50 کتاب در دو حوزه ادبیات و اقتصاد ترجمه کرده و همواره ترجمه هایش به اندیشه های نویسندگان وفادار بوده است. او دراین جلسه کتاب« داستان های کوتاه آمریکای لاتین» از روبرتو گونسالس اچه وریا را که با ترجمه وی درنشر نی به چاپ دهم رسیده است به عنوان کتابی که به طور کلی روند داستان نویسی در آمریکای لاتین را به 3 دوره استعمار ، ملت های جدید و دوره معاصر تقسیم بندی کرده است برای حاضران معرفی کرد.

عبدا... کوثری از جمله مترجمانی است که در شناساندن ادبیات آمریکای لاتین به اهل فرهنگ ایران، تلاش فراوانی کرده است. ترجمه کتاب های «جنگ آخر الزمان» و «خاطرات  پس  از مرگ » او، به ترتیب در دوره های هجدهم و بیست و دوم انتخاب کتاب سال جمهوری اسلامی ایران از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، به عنوان کتاب سال برگزیده شده است. در این برنامه که با استقبال خوب همراه بود، استاد کوثری از حدود 30 سال آشنایی خود با ادبیات آمریکای لاتین گفت که خلاصه ای از آن را می خوانیم.

صد سال تنهایی

گرچه سابقه آشنایی ایران با ادبیات آمریکای لاتین به کتاب«انفجار در کلیسای جامع» اثر آلخوکارپانتیه با ترجمه سروش حبیبی دراواخر دهه 40 برمی گردد اما در اوایل دهه 50 که « صد سال تنهایی» در آمدو دردنیا اتفاقی به پا شد آشنایی با ادبیات این سرزمین بیشتر شد. یادم می آید در حدود 1960 برخی از منتقدان سرشناس غربی گفتند که دوره رمان غربی جای رشدی ندارد ولی وقتی صد سال تنهایی منتشر شد یکی از همان افراد گفت جهان باید در برابر رمان « صد سال تنهایی» کلاه از سر بردارد.

در ایران شعر این سرزمین سابقه بیشتری داشت و  شعرهای « نرودا» در نشریات ایران به ویژه در نشریات چپ چاپ شده بود . شعر معروف شاملو متاثر از شعر نروداست:

یاران ناشناخته ام

چون اختران سوخته

چندان به خاک تیره فرو ریختند سرد

که گفتی

دیگر، زمین، همیشه، شبی بی ستاره ماند

اما ادبیات آمریکای لاتین به معنای رمان از 1960 است که جلوه ای جهانی پیدا کرد. با این حال یک پرسش مهم همواره وجود داشته است که چگونه شد کشورهایی فقیر از این منطقه با دیکتاتوری های طولانی موفق شد به چنین جایگاهی در ادبیات دست پیدا کند.  در پاسخ به این پرسش باید گفت این منطقه قبل از کشف، ازسه پاره تمدنی تشکیل می شد که درسه منطقه مکزیک، پرووگواتمالای کنونی واقع شده بود. شگفت اینکه اینها با همه تمدنشان خط نداشتند . شکل حکومت هم سلطنتی بود با شاهی خدای گونه و جالب اینکه هیچ ارتباطی بین این منطقه جهان با سایر جهان نبوده است درعین حال شباهت های زیادی با اسطوره های یونان دارد مثل درگیری خدایان باهم. جالب تر اینکه در اساطیرشان خدایی دارند که بر می گردد یعنی چیزی شبیه مهدویت ما. وقتی مهاجمان به این منطقه هجوم می برند فکر می کنند همین ها خدایانی اند که برگشتند بنابراین خیلی مقاومت نمی کنند. با این حال باید گفت مهمترین کشوری که این منطقه را فتح کرد اسپانیا بود، آن هم در دوره شکوفایی و همان دوره ای که سروانتس زندگی می کند. این میراث وارد این منطقه شد. پس این سلطه جدا از معایب آن به قول نرودا طلایشان را گرفت ولی طلای دیگری که زبانشان بود به آنها داد. ازاین به بعد آمریکای لاتین با یک بند نافی به جهان وصل می شود. یکی از این شگفتی ها این بود که با وجود این که در میان مهاجمان و مهاجران همه جور آدم بودند اومانیست هایی هم بودند که می خواستند آنجا را بهشت روی زمین کنند. آنها از جنگهای اروپا خسته شده و دنبال راحتی بودند. این کشیش ها در برابر آن استثمارگران، اساطیر آمریکای لاتین را مکتوب می کنند. یکی دیگر از چیزهایی که این منطقه را شناساند سفرنامه هاست . چنان این سرزمین مناطق بکری دارد که وقتی آدم سفرنامه ها را می خواند تصاویر شگفت انگیز تخیلی دیگرهم در ذهنش شکل می گیرد و یکی از ریشه های رئالیسم جادویی که بعد ها شکل گرفت در همین تخیلات است.

انقلاب فرانسه  ، فوئنتس و هویت یابی

در این دوره در قرن های 17 و 18فرهنگ مسیحی نیز از راه های مختلف به این منطقه وارد شد که یکی ازاین راه ها افرادی ازهمین سرزمین بودند که به اسپانیا سفر کردند که هم زبان اسپانیایی یاد گرفتند و هم با فرهنگ این کشور آشنا شدند . ضمن اینکه این عصر همزمان با صنعت چاپ بود. آنچه در این دوره در آمریکای لاتین منتشر شد تقلیدی از ادبیات اسپانیا بود شامل وقایع نامه ها و سرگذشت نامه ها و گزارش های اداری که حالت روایی داردودرواقع بیشتر تلاش برای رسیدن به زبان بود نه ادبیات. انقلاب فرانسه درهای جدیدی به روی جهان باز کرد و این اتفاق در آمریکا هم تاثیر گذاشت و برخی از بزرگان این منطقه قبله شان را عوض می کنند و از مادرید به پاریس می روند و از این به بعد کتاب های روسو و دیدرو و مونتسکیو پرچم حرکت های بعدی آمریکای لاتین می شود. کتاب «نبرد» فوئنتس که من ترجمه کرده ام در واقع سرگذشت اندیشه است که نشان می دهد چگونه آرمان ها وارد آمریکای لاتین می شود و استثمار اسپانیا را به چالش می کشد. از این به بعد که کشورهایشان به صورت قراردادی تعیین شد دنبال هویت بودند و چون هویت از درون تاریخ آنها بیرون نمی آمد باید آن را درون ادبیات می جستند. فوئنتس نماینده این جریان بود که 50 سال رمان های او جستو جو برای بیان هویت بود. از اینجا به بعد ادبیات به مفهوم یک حرکت خودآگاه و شهری شکل می گیرد. اما هنوز به رمان نرسیده اید . اولین رمان هایی که برای شناخت آمریکای لاتین نوشته می شود شرح مصایب روستایی هاست یا پرداختن به زندگی گله داری. در 1845اتفاق مهمی در فرهنگ آمریکای لاتین می افتد و آن چاپ کتابی است درآرژانتین با عنوان« توحش و تمدن» که به تمدن غربی اشاره می کند. رمان های ارضی هم در این دوره پدید می آید. شما دراینجا با یکسری رمان رو به رویید که برای بهبود جامعه تلاش می کند و چیزی به عنوان ادبیات به وجود نیامده است.

قرن بیستم و ظهورسوررئالیسم

از آغاز قرن بیستم با چند واقعه مهم رو به روییم . انقلاب روسیه و جنگ جهانی اول. انقلاب روسیه خیلی مطرح نیست چیزی که مهم است آشوبی است که پس ازجنگ ایجاد می شود و این آغاز دادائیسم و عصیان است. ولی سوررئالیسم هم سر برمی آورد و می گوید من در پی ناخودآگاه خودم هستم. این یک دوره شگفت است که بر تمام دنیا وسینما وغیره هم تاثیر گذاشت. درهمین دوره دو فرد برجسته آمریکای لاتین دراروپا بودند؛ یکی آلخوکارپانتیه کوبایی و دیگری میگل انخل استوریاس نویسنده گواتمالایی. دومی مجموعه ای از افسانه های مایایی را به فرانسه در می آورد که تاثیر مستقیمی روی جنبش سور رئالیسم گذاشت چون آن افسانه ها دقیقا همان کاری را می کرد که سوررئالیست ها می کردند یعنی رها کردن تخیل. این پیام اصلی سوررئالیسم است که واقعیت همان چیزی نیست که وجود دارد و گاهی واقعیت درونی بر واقعیت بیرونی غلبه می کند. این نکته در عرفان ما خیلی زیاد است. مولانا نمونه بارز آن است. این دو شخصیت بر می گردند به آمریکای لاتین با این دریافت که واقعیت ما چیز دیگری است . بنابراین واقعیت خود را می سازند بنا بر مواد خامی که دارند. یک نکته مهم این است که فرهیختگی خاصیت روشنفکر آمریکای لاتین است. امروز هیچ کدام ازنویسندگان آمریکای لاتین را نمی شناسید که لااقل به دوزبان اروپایی ننویسد. در واقع پی ریزی 200ساله باعث شد آدم هایی پیدا شوند و از این سرمایه با تکنیک استفاده کنند. آمریکای لاتین فیلسوف ندارد ولی نویسنده متفکر دارد. فوئنتس یکی از آنهاست. طبیعی است وقتی انسان فرهیخته ای قلمروو بوم خودش را می شناسد و رمان می نویسد دنیارا تسخیر می کند. آمریکای لاتین به لحاظ سیاسی رستگار نشد و حکومت های دیکتاتوری سربرآوردند وبه تعبیری هم دیکتاتوری اش مشهور است هم ادبیاتش.

اگر بخواهیم به ترتیب زمانی به شخصیت های ادبی آمریکای لاتین اشاره کنیم علاوه بر آلخوکارپانتیه و میگل انخل استوریاس باید ازبورخس نام ببریم. بورخس یک پدیده است که نوع داستان هایی که نوشت بی نظیر است.  حرف او این بود که انسان نمی تواند جهان را بشناسد. شکل روایت او عجیب است. بعد از او به نسلی می رسیم که شکوفایی به وجود آورد ، مثل: فوئنتس، مارکز، یوسا و... که نسل اول شکوفایی اند که ترجمه می شوند. در واقع این ها از طریق ترجمه جهان را گرفتند. درهمین کتاب داستان های کوتاه آمریکای لاتین 50 داستان با معرفی 50 نویسنده همراه است که به نوعی تاریخچه ای از این ادبیات را به شما ارائه می کند.

در ادامه این برنامه، جلسه پرسش و پاسخ برگزار شد.

تاریخ ارسال: 25 دی ماه 1394، ساعت 9:50

علیرضا حیدری، روزنامه نگار

 

 





HyperLink
HyperLink

HyperLink
HyperLink


ورود به پنل کاربری
نام کاربری :  
رمز عبور :  
شما وارد سیستم نشده اید
رمز عبور را فراموش کرده ام
ثبت نام جدید





         







در حال بروز رسانی سایت55


تمام حقوق مادی و معنوی این وب سایت متعلق به موسسه فرهنگی و هنری سرای فردوسی می باشد
طراحی و پیاده سازی : باتیس