stack

/خانه /فروشگاه   /ثبت نام   /فراموشی رمز      

شما هنوز وارد سیستم نشده اید

HyperLink

1396/09/24,19:28:43



HyperLink
HyperLink





فعالیت های موسسه فرهنگی سرای فردوسی

-46

  

Top of Form

http://www.fch-ngo.com/Admin/fckeditor/editor/images/spacer.gifشانزدهمین سفر ایران شناسی فرهنگسرای فردوسی

کرمان و بم «21 تا 27 بهمن ماه 1392»

 

شانزدهمین سفر علمی فرهنگسرای فردوسی به نیت ایران شناسی به منطقة کرمان و بم و شهداد روز دوشنبه 21 بهمن ماه 1392 با شرکت 42 تن از اعضای فرهنگسرا و دوستداران ایران و فردوسی آغاز شد.

هیأت با قطار بامداد روز دوشنبه 22 بهمن ماه وارد کرمان شدند و بلافاصله پس از استقرار در هتل محل اقامت خود با اتوبوس ولوو که از روز قبل پیش بینی شده بود، به ماهان عزیمت کردند و پس از بازدید از مجموعة آرامگاه شاه نعمت الله و بناهای مجاور و شنیدن توضیحات فنی راهنمای محلی به سوی باغ شازده که از زیباترین و نفیس ترین باغهای ایرانی و از بناهای دورة قاجاری است، رهسپار شدند.

دیدار از این باغ نمادین ایرانی و آب نماها و فواره ها و خیابان کشی ها و حمام مخصوص مهمانان ناهار را در مهمانسرای سنتی باغ شازده صرف کردند و شامگاه همان روز پس از دیداری سیر از این منطقة تاریخی و فرهنگی به محل اقامت خود بازگشتند. برنامة روز بعد گروه عزیمت به منطقة بم و دیدار از ویرانه های زلزله و به ویژه ارگ تاریخی بم بود. در ارگ بم راهنمایان محلی مرحله به مرحله توضیحات لازم را در خصوص بناها و بخشهای مختلف و کاربریهای باستانی آن به گروه دادند  و به پرسشهای حاضران پاسخ گفتند.

ارگ فروتراشیدة بم پس از زلزلة مهیب 1382 برای کسانی که پیش از زلزله این بنا را دیده بودند اندوهبار و دریغناک بود. دریغناکتر عبور از گورستان زلزله زدگان گمنام و تل برآمدة بازمانده از یادگارهای  تلخ و وهمناک زمین لرزه که می رود به یک تپة تاریخی و تلخ تبدیل شود. ناگوارتر و ناخوشتر از همه حضور گروه بر بالین ایرج بسطامی بود، خداوندگار آواز ایران، که تلخی ناگواری در کام همگان نشاند به ویژه که راننده هم با انتخاب صدای او که از پخش اتوبوس پراکنده می شد خاطره را در عمق جانها متمرکز می کرد. دیدار از ارگ جدید با همه تازگی و دلربائی بعد از ارگ قدیم و تصویر تلخ دیدار با ایرج هرگز در کامها مزه ای نکرد که بکلی زبانها در کامها خشکیده بود.

 در بازگشت دیدار از شهر تاریخی نارین و قلعه باستانی آن، روز پرخاطرة گروه را به شام پرستاره متصل کرد که اگر حال و روز و دل و دماغی می بود البته شب قشنگ و ستاره باران کویر می توانست خاطرة شیرینی باشد برای آنها که از دود و دم شهرهای بزرگ، که مشهد هم از زمرة آنها بود، به امان آمده اند.

 روز پنجشنبه کاروان به دیدار از بافت تاریخی کرمان گذشت که از آتشکده هموطنان زردشتی آغاز شد و با عبور از مجموعة گنجعلی خان و عصر آن روز دیدار از فرهنگسرای نورجهان و نشست فرهنگی با شاعران دیار خواجو و عماد به پایان آمد. در این میان نام بانوی دلباختة کرمانی فاطمه جهانگرد و تندیس معصومانة او در آستانة بنا به ویژه برای بانوان کاروان، که کمتر تندیس بانویی را در فضای جمهوری اسلامی دیده بودند، به یاد  ماندنی بود. در این نشست علمی که با یک شب شعر جانانه پهلو می زد چند تن از شاعران برجستة کرمانی و دو تن از شاعران همراه گروه شعرهای ناب خود را خواندند بعد از آن که در یک سخنرانی کوتاه مدیر فرهنگسرا گفتنی ها و سپاسگزاریهای لازم را با میزبانان در میان گذاشت.

 سر شب در هتل محل اقامت به بهانة زادروز یکی از همسفران محفل انسی بود به طوری که همه با خاطرة خوش آن روز و شب به خواب رفتند. روزجمعه 25 بهمن ماه برنامة دیدار با کویر بود از مسیر شهداد که برای همه با نام پرتقال خوش طعمش گره خورده بود. شهداد همسایة کویر و میزبان کلوتهای خاطره انگیز  پدیدة شگفت انگیز کویر، که خدا می داند می تواند چه جاذبه ای برای گردشگران داشته باشد. کلوت مظهر قدرت بادهای کویری است که با آرامی شنها را جابجا و بر سر هم تلنبار می کند تا در پسانْ سال آن یا نمی دانم دهها سال بعد آن را به جایی دیگر بکشاند و به دنبال آن هم بیندگان و دلدادگان را. کویر عجب معجزه ها دارد و ما از آن غافلیم! از ستارگان و آسمان دریایی آن چیزی نمی گویم که آنچنان را می تواند آنچنانتر کند. گروه ایران شناسی فرهنگسرا ناهار را  در روستای ییلاقی سیرچ صرف کردند، باغشهری در درازای یک رودخانة نسبتاً پر آب و به طریق اولی پر دار ودرخت، درختانی که البته درین فصل از خلعت نوروزی سبزِ ورق عاری بودند در انتظار بهاری که در راه است.

سیرچ برای گروه از جهتی دیگر نیز دم دست و بر سر زبان بود. آنها که نام مرادی کرمانی را شنیده و از آن برتر، آنها که کتاب شما که غریبه نیستید را خوانده بودند البته به سراغ خانه ایام کودکی نویسنده قصه های مجید رفته بودند تا ببینند درخت سرو کهنسال میان­ده چگونه درختی است و قصة خمره در کجای این آبادی شکل گرفته است؟  آن شب گروه ایران شناس فرهنگسرا سرشار و سرفراز سر به بالین خواب نهادند.

روز آخر اقامت کاروان در کرمان آخرین استفاده ها از مظاهر فرهنگی کرمان بود: تنی چند به دیدار موزه صنعتی رفته بودند که خاطره های کرمانیها از او شنیدنی بود. گروه بیشتری به دیدار کتابفروشی و درواقع مرکز فرهنگی «شهر فرهنگ» در خیابان هزار و یک شب رفته بودند و مدیر فرهنگسرا هم به اتفاق تنی چند از شعرای گروه با دانشکده استادان و دانشجویان ادبیات دانشگاه کرمان برنامة دیدار علمی و شعر خوانی داشتند. در این دیدار که به پیشنهاد اعضای گروه زبان وادبیات فارسی دانشگاه کرمان برگزار شد دکتر محمود مدبری ابتدا معرفی کوتاهی اردانشگاه کرمان و به ویژه دانشکدة ادبیات به دست دادند و پس از آن مدیر فرهنگسرا ضمن معرفی کوتاهی از فرهنگسرا و قصد و غرض از سفرها و برنامه های این مرکز توصیه هایی در خصوص چگونگی ارتباط فرهنگسرا و قطب علمی فردوسی و شاهنامه با گروه ادبیات دانشگاه کرمان توضیحاتی داد و به سئوالهای حاضران پاسخ گفت. گروه در نیمروز آن همگی به دانشگاه آمدند و ناهار را در غذا خوری استادان دانشگاه کرمان و در معیت تنی چند از استادان گروه زبان و ادبیات فارسی صرف کردند و پس از ادای فریضه رهسپار راه آهن شدند تا فردا صبح اول وقت در مشهد مقدس پی کارهای همیشگی خود باشند.         









HyperLink
HyperLink

HyperLink
HyperLink


ورود به پنل کاربری
نام کاربری :  
رمز عبور :  
شما وارد سیستم نشده اید
رمز عبور را فراموش کرده ام
ثبت نام جدید





         







در حال بروز رسانی سایت55


تمام حقوق مادی و معنوی این وب سایت متعلق به موسسه فرهنگی و هنری سرای فردوسی می باشد
طراحی و پیاده سازی : باتیس