stack

/خانه /فروشگاه   /ثبت نام   /فراموشی رمز      

شما هنوز وارد سیستم نشده اید

HyperLink

1396/09/24,19:27:56



HyperLink
HyperLink





فعالیت های موسسه فرهنگی سرای فردوسی

-30049

 گزارشی از  سفر به کلات و درگز 

تاریخ 26 و 27 فروردین 1395

 

 

ساعت شش و نیم از میدان آزادی مشهد براه افتادیم. میان راه در یک فضای سبز بین راهی توقف کردیم و صبحانه صرف شد. 

نخستین مکان تاریخی بین راه دروازه شهر کلات بود. سخنان استاد لباف خانیکی پس از نام هر بنا آورده می شود

کلات قدیم دو دروازه اصلی داشت.جنوب "ارغون شاه" که به ایران باز می شد و شمال "نفته"nafte که به توران باز میشد(آسیای مرکزی و ترکمنستان).چند دروازه فرعی هم به نام های چوب بست،دهچه یا دیچه،کشتانه،ضرغان داشت که این دروازه ها اضطراری بود و با نردبان وارد میشد.هر کدام از این دروازه­های اصلی دارای تاسیسات دفاعی پیچیده ای بود. بقایای دو دروازه اصلی 2 برج و کتیبه ای نیمه تمام است.دروازه ارغون شاه از دوره ایلخانیان مانده.کتیبه دروازه ارغون شاه جز خط نخست آن(به نام خدا....) به زبان ترکی است.قصیده­ای 24 بیتی از شاعر زنی به نام بلبل افشان که در ثنای نادرشاه گفته شده.آب رودخانه ای که از این دروازه وارد می شود از نفته خارج می شود.

پس از توضیحات استاد سوار اتوبوس شدیم.مقصد ما عمارت خورشید بود.عمارت خورشید روی یک پایه و شالوده ساخته شده و معماری آن اواخر صفوی و اوایل افشار است.بنای تاج محل در هند شبیه این بنا است.نقش و نگاره های روی آن روی تاج محل هم هست. نمای سنگ دارد و کار هنرمندان هندی است.آب رسانی بنا با آب قره سو با لوله های سفالی انجام می شد تا در حوض های اینجا فوران کند. در برابر هر ورودی یک ایوان و حوضچه هست. از ادبیات زمان نادر شاه نمی توان چیزی دریافت چون بسیار آمیخته با اغراق گویی و غلو  است. سنگ های این عمارت از معادن سنگی خود کلات و پیرامونش هست.

روبروی گنبد،مسجد کبود گنبد است.این مسجد مربوط به دوره ایلخانی بوده.دوره ایلخانی دوره خشونت بود.مغول ها خودشان هم به جان یکدیگر افتاده بودند.این مسجد معماری عجیبی دارد ایوان ها هم نامتجانس است و هم متقارن نیستند.پشت مسجد حمام است و در یکی از ایوان ها قبرستان.اصول معماری ایرانی اصلا رعایت نشده.بقایا نشان داده که کاروانسرا هم کنار مسجد بوده. در یکی از اتاق ها سقف را پایین آورده اند تا استوانه ای ایجاد کنند و گنبد بزنند.

سد نادری یا بند دختر:"دختر" نام الهه ناهید بوده و هرچیزی که به آب مربوط میشده به الهه ناهید پیوند می دادند و چیزهایی که به آب کاری نداشت اما غیر قابل دست یافتن بود،دختر می نامیدند.مانند قلعه دختر،پل دختر. در دروازه نفته هم تخت دختر داریم.سنگری هست که دشمن را عقب می راند .شالوده و سنگ بنای سد نادری در زمان سلجوقیان هست.اینجا نزدیک پایتخت سلطان سنجر سلجوقی  بوده.این سد را ساختند تا آب رودخانه را بالا بیاورند.چند بار ساخته شده.نخست از آجر بوده و بازسازی شده.سنگ هایش هم فرسایش پیدا کرده.

روستای خشت:خانه و اقامتگاه نادر شاه در این روستا بوده.خانه اش تالار سنگی بسیار زیبایی بوده با سقف چوبی.این روستا بلندتر از روستاهای پیرامونش است.پس آبرسانی سخت بوده.برای همین عوامل طبیعی را برای آبرسانی به کار می بردند.در روستا حوضچه هایی ساخته بودند که بهم پیوند داشت.هنگام بارندگی حوضچه ها را پر آب می کردند و نوبتی از آب حوضچه ها استفاده میکردند.از انرژی باد هم بوسیله آسباد گندم آرد می کردند. 

میگویند که غنایم نادرشاه در خشت بوده.سرداران نادر شاه مانند علی مردان خان، پس از قتل او کلات را غارت کردند.یک مترجم ایرانی کتابی ترجمه کرد و این را آورد "گنج های نادر در روستای خشت دفن است".مردم به جان روستای خشت افتادند،حوض ها را خراب کردند و خانه ها را با خاک یکسان کردند.

 از روستای خشت ترکمنستان و راه آهن تجن دیده می شود.

روز دوم سفر،بامداد 27 فروردین

سایت موزه بندیان درگز:یک محوطه که دور تا دور آن را دیواره فلزی کشیده بودند.سال 69 یک کشاورز در حال بهره برداری کشاورزی بود که تراکتورش با کلوخه های گچی برخورد می کند.از میراث فرهنگی به کند و کاو این منطقه آمدند و پایه های این بنا را که اول آتشکده بود و سپس اقامتگاه اشرافی شد،از زیر خاک در آوردند.کاوشگری این سازه، بسیاری از پرسش های مذهبی،تاریخی،فرهنگی را پاسخ داده.در دوره ساسانی گروهی انسان های وحشی به نام هپتالی ها بودند که از ترکستان آمده بودند و بر شرق ایران چیره شده بودند.فیروز ساسانی را کشتند و شاپور را اسیر کردند،گنجینه های طلا را غارت کردند و به نام خود سکه زدند.بهرام آنها را شکست داد و به پاس آن پیروزی بنای یادبود ساخت..این آتشکده ویران شده و بر روی آن خشت و گل ساخته شده، شاید خود هپتالی ها ویرانش کردند.گوشه ای از ویرانه ها،استودان قرار دارد. استودان صندوقی بود که استخوان های پاک شده از گوشت را در آن می گذاشتند.

در زمان ساسانیان رسم بر این بوده که سرگذشت یک پادشاه را نقاشی میکردند.نقاشی های این سایت صحنه شکار،صحنه جنگ،صحنه بزم و صحنه عبادت است. از سمت چپ نخستین صحنه صحنه شکار، اسبی که پایش جلو امده. گوزنی که شاخش پیداست.تیر خورده وخون جاری است.

 صحنه بعدی صحنه جنگ است.دم اسب را در جنگ ها می بستند. تزیینات روی بدن اسب و تزیینات بدن انسان در این صحنه نشان داده شده است.یک جنگجوی ایرانی و یک جنگجوی هپتالی. از روی چهره،شناسایی میشود که اهل کدام قوم است. چشم بادامی،سبیل غیتونی،ریش تنک(موهای تک تک) که نشان میدهد اقوام زرد پوست است.نقش های روی پوشاک جنگجویان هم مورد توجه است.2 نوار مواج،نمادی بود.پارچه ای مثل نماد بسیجی ها روی سر می بستند،کمربند یا شال بند دارند که انسان های عادی مجاز به استفاده از آن نبودند. صحنه بعدی صحنه بزم است. صحنه نشان از شادمانی دارد.از طرز نشستن و پوشاک و کفش پی می بریم یک شخصیت بلند مرتبه است و پیرامونش کسانی که کمک می کنند.صحنه کنار یک زن سوار بر اسب  که نمیدانیم الهه ناهید است یا فرد دیگری.یک کاهن، نوار مواج(پارچه آویزان روی لباسش دارد)که نشان دهنده مرتبه بلند فرد هست کنار آن آتشدان میبینیم که باز هم نوار مواج از آن اویران است.جای دیگر کتیبه پهلوی ساسانی که به نام والی این مرز و بوم است. گوشه دیگری باقیمانده ایوانی را میبینیم.اساس معماری ساسانی در آتشکده گنبد و ایوان بوده اما این ایوان بسیار بزرگ بوده. به همین خاطر پوشش سقف مسطح با چوب به کار برده شده که از این نظر همانند معماری هخامنشی است.

 

روبروی سایت موزه بندیان،بلندی هست که مردگان را می شستند و بالای تپه تطهیر می کردند سپس در قسمت های پایین میگذاشتند،معطرشان میکردند و در دخمه ها میگذاشتند تا جانوران گوشتشان را بخورند و استخوان پاک شده بدست بیاید و در پایان،استخوان ها را در استودان میگذاشتند.

مکان بعدی،یاریم تپه بود. تپه باستانی چگونه تشکیل می شود؟

کنار رودخانه یا چشمه یا منبع آب،2 یا 3 خانه ساخته میشد.خانه هه بیشتر میشد تا روستا شکل میگرفت.با یک زلزله یا به گذر زمان ویران میشد.به 2 دلیل روی ویرانه ها دوباره خانه می ساختند.نخست اینکه از سازه های آبی بهره ببرند و دوم اینکه در مصالح آجر و گچ صرفه جویی شود.چند بار که این روند انجام می شد تپه باستانی تشکیل می شد. هر تپه باستانی پر از زمینه های فرهنگی،مذهبی و یک دایره المعارف باستانی است.تپه باستانی مانند پیاز لایه لایه است که هر لایه باید کاوش شود.

سکونتگاههای بشر روی بلندی ساخته میشد به چند دلیل:1-آب نگیرد 2-امنیت 3- سرشت انسان بلندی خواه است. 

آرامگاه شارستانی


شهرستان و شارستان در متون تاریخی ما آمده. در یک شهر مرکز شهر ارگ گفته میشد.پس از ارگ،کهن دژ،پس از کهن دژ شارستان که نظامیان وزرا و وکلا در شارستان زندگی میکردند. پس از شارستان ربز(
rabaz) که بیشتر مردم در ربز زندگی می کردند و بازارها و حمام ها در ربز بوده.پس از ربز،حصار و پس از حصار،خندق شهر. نمای از دور شهر را هم سیاهی یا سواد می گفتند.این آرامگاه در گورستان شهر در قرن نهم یعنی 200 تا 300 سال پس از فوت شارستانی ساخته شده و سفر را با تفریح در پارک ملی تندوره به پایان رساندیم.

گزارش از فاطمه شریفی







HyperLink
HyperLink

HyperLink
HyperLink


ورود به پنل کاربری
نام کاربری :  
رمز عبور :  
شما وارد سیستم نشده اید
رمز عبور را فراموش کرده ام
ثبت نام جدید





         







در حال بروز رسانی سایت55


تمام حقوق مادی و معنوی این وب سایت متعلق به موسسه فرهنگی و هنری سرای فردوسی می باشد
طراحی و پیاده سازی : باتیس